این قسمت:دانشکده ادبیات | بلاگ

این قسمت:دانشکده ادبیات

تعرفه تبلیغات در سایت

زنگ زده میگه فردا زود بیا دانشگاه :|

خب منم دیگه نگفتم "باشه،میام".این دفعه گفتم"سعی می‎کنم،ولی قول نمیدم".

گفتن من همانا و انفجار فرد مذکور،همانا.

"چرا نمیای؟یعنی چی؟...."  منم گفتم چون فردا امتحان داریم و من هم صب قبل از امتحان،استرس دارم و باید درس بخونم. "برو بابا،این مسخره‎بازیا چیه،تو که آخرشم بیست میشی،..."

و یه جواب دندان شکن بهش دادم که این‎جا،جای گفتنش نیست :)))

 صب هم سه بار به گوشیم زنگ زد،جوابشو ندادم و از کرده‎ی خود خوشحالم!

[آیکون لبخند ملیح و عینک دودی]

***

آهنگ بذاریم بعد از مدتها:  Adam Lambert- Hourglass  

***

چرا بعضیا تا یه نفر دوکلمه باهاشون حرف می‎زنه،فکر می‎کنن عاشقشونه؟چرا تو تصورات خودشون،فکر می‎کنن من حتما عاشق فلانی ام چون از رفتار،برخورد و منشش خوشم میاد؟چرا بعد فکر می‎کنن همین آدم،عاشق اوناست و حتما من شکست عشقی خوردم؟چرا ملت این‎قدر مثل سریالای ترکیه ای فکر می‎کنن؟!!!

...
نویسنده : بازدید : 5 تاريخ : يکشنبه 4 تير 1396 ساعت: 0:31